عبدالطیف پدرام نویسنده، شاعر، روزنامه نگار و سیاستمدار است. او دروان ابتدایه و متوسطه را در زادگاه خود ولسوالی مایمی درواز بدخشان به پایان رسانید و متعاقبن در دانشگاه کابل در رشته ادبیات فارسی به تحصیلات خود ادامه داد. او قلم برداشت شعر گفت و مقاله های ادبی و موثر نوشت و همچنان تحصیلات خود را در کشور های جمهوری خلق چین، و فرانسه تکمیل نموده است.
او در دهه هفتاد خورشیدی چندین سال عمر خود را در جنگ سپری کرد تا اینکه طالبان وارد کابل شدند و او به فرانسه رفت. بعد از کنفرانس بن و تشکیل حکومت موقت به افغانستان برگشت و در اولین انتخابات سراسری ریاست جمهوری، 18 میزان 1383 خورشیدی منحیث نامزد مستقل و وابسته به حزب کنگره ملی که خودش تأسیس کرده بود، قد علم کرد. بعد ها به پارلمان راه یافت و خدمت کرد و صدای مردم شد. علاوه برآن در انتخابات های ریاست جمهوری سال های 1388، 1393 و 1398 خورشیدی بعنوان نامزد مستقل بمیدان رقابت رفت.
او همیشه حضور قوت های بین المللی، بخصوص ایالات متحده را در افغانستان اشغال میدانست. خواست اصلی وی، تأمین عدالت اجتماعی، حفظ فرهنگ ها و داشته های معنوی اقوام ساکن و تغیر نظم سیاسی کشور به فدرالی بوده است و آنرا یگانه راه حل میداند، تا مردم بر سرنوشت خویش حاکم باشند.
یکی از صفات ویژه پدرام جرأت پرداختن و مطرح کردن حساس ترین مسائل افغانستان بوده است و تلاش نموده سخنانش را واضح بیان کند. او به این باور است که افغانستان به بحران ملی دچار است و تنها راه حل این بحران را فدرالی شدن نظم سیاسی می داند که منتج به یک افغانستان مستقل شود. به این دلیل بعضی ها او را یک سیاست مدار ملی گرایی تاجیک و دامن زننده مسایل قومی می دانند؛ چون وی حتی خواستار تغییر نام افغانستان به خراسان است؛ زیرا او افغانستان را به معنی سرزمین پشتون ها می داند و خراسان سرزمین همه اقوام.
او تا هنوز هم بر نظر خود تاکید دارد و آخرین کار سیاسی او نظر سنجی آنلاین در باره نوعیت نظام سیاسی آینده به نام «حق تعیین کننده سرنوشت» به راه انداخت و در آنجا از شرکت کننده گان خواسته شده بود که از چهار نظام تعیین شده: فدرالی، تجزیه، جمهوریت و امارت یکی را انتخاب کنند تا در تعیین سرنوشت خود حق داشته باشند.
پدرام همیشه به این تاکید کرده است که همه شهروندان حق مساوی داشته باشند؛ چون افغانستان متشکل از اقوام گوناگون است.
او به زعم خودش همیشه از حق گروه های قومی افغانستان دفاع کرده است حتی پشتون های که زیر ظلم بزرگان قومی قرار دارند و قدرت در دست آنها بوده است.
او در مورد جایگاه و قدامت زبان فارسی بار ها سخن گفته است و در تلاش است که زبان فارسی را مخالفینش از بین نبرند. وی نگران است که همان گونه که فارسی از هند رانده شد و از افغانستان هم رانده شود؛ زیرا طالبان از منابع رسمی و دولتی این زبان را دور می کنند. او از فارسی زبان های که خارج از افغانستان زندگی می کنند خواست که بالای زبان کار کنند و بنویسند.
