گفتگو با توریالی سیدی: دختران مأیوس نباشند، زمان ساکن نمی ماند.

به نام خالق توانا

مکتب

یادداشت: از طریق برنامه مکتب، به معرفی جوانان اهل دانش درواز که در عرصه دانش دست آورد ملموس داشته اند؛ پرداخته میشود.

نخستین مهمان برنامه مکتب، توریالی سیدی است. جوانی که در کانکور سال 1399 شمسی، درجه چهارم را اخذ نمود و در رشته طب وارد دانشگاه کابل شد و بعد از مدت کوتاه از طریق بورسیه تحصیلی به کشور ایران رخت سفر بست و اکنون مشغول تحصیلات عالی در رشته طبابت است.

مجله درواز: قبل از همه، آیا ممکن است که خودرا به خواننده گان این مجله معرفی بدارید؟

سیدی: توریالی سیدی هستم، دانشجوی رشته پزشکی، ساکن شهر تهران. زاد گاه اصلی ام استان بدخشان افغانستان، شهرستان نسی درواز است.

مجله درواز: آقای سیدی از زنده گی تحصیلی تان بگویید و اینکه خانواده ای شما چی نقشی در آن داشته اند؟

سیدی: دوران دانشجویی یا زندگی تحصیلی یک دوره شرین است که هر انسان در زندگی خود تجربه می کند اگر چه فراز و نشیب های فراوان در لابلای خود دارد، ولی یک دوره  ماندگار است که به یاد انسان می ماند. در رابطه به نکته دوم اینکه نقش خانواده در پیش رفت یک شخص خیلی مهم است، من می خواهم این را اضافه بکنم که من مدیون خانواده خویش هستم که تشویق و همکاری کردند، فعلاّ در جایگاه ایکه قرار دارم، مدیون تلاش و زحمات شبانه روزی مادرجان و پدرجان و مخصوصن کاکای بزرگوارم که در دوران دانشجویی از حمایت های مادی و معنوی شان مستفید شدم و ماما بزرگوارم شاه محمود خان صمدی که همواره از اندرز ها و حمایت های مادی و معنوی شان فیض بردم. همچنان از خاله هایم تشکری می کنم و دست های همه شان را از دور می بوسم بابت زحمات که برای من کشیدند.

مجله درواز: چرا رشته طب را انتخاب کردید؟

سیدی: این سوال را می خواهم در لابلای یکی از تخنیک هایکه جاپانیان برای موفقیت شان استفاده می کنند؛ ارایه کنم و به آن قانون اتکای می گویند که چهار اصل دارد.

اول: کاری را انجام دهید که دوست دارید.

دوم: کاری انجام دهید که مهارتش را دارید.

سوم: کاری را انجام دهید که در جامعه نیاز باشد.

چهارم: کاری انجام دهید که بتوانید از آن مزد به دست بیاورید.

در کل من کاری را انجام می دهم که دوست دارم و کاری انجام می دهم که فکر می کنم مهارتش را دارم و دو هدف دیگر را هم می توانم بدست بیاورم.

مجله درواز: می خواهید بگوید که تحمیلی نبوده است؟

سیدی: نخیر. انسان رشته ی را که انتخاب می کند در تمام عمر با آن سروکار دارد پس اگر علاقه در آن نباشد استعداد به هدر می رود.

مجله درواز: چگونه بورسیه به دست آوردید؟ عوامل و فکتورهاییکه در بدست آوردن آن بشما کمک کرد، کدام ها اند؟

سیدی: جریان بدست آوردن بورسیه قسمی بود که بعد از نتایج کانکور وارد دانشگاه کابل شدم و چند نفر بودیم و دیداری داشتیم با سفیر پیشین جمهوری اسلامی، آقای بهادر امینیان، در سفارت جمهوری اسلامی ایران مقیم کابل. بعد از آن یک گروه تشکیل شد و ما ارتباط پیدا کردیم و بعد پیشنهاد بورسیه به ما داده شد و به همین طریق دانشگاه ایران را انتخاب کردیم و آمدیم. و عامل دیگری که در بدست آوردن بورسیه نقش داشت نمره و درجه ی بود که در کانکور اخذ کرده بودم.

مجله درواز:   کسیکه به هدف تحصیل از افغانستان به ایران می آید، با چی چالش ها روبرو می شود و از شما کدام ها بودند؟ از روز های اول خود بگویید که چقدر ناسازگاری ها را تجربه کردید؟

سیدی: طبعاّ هر کس که بخواهد جای برود، حتی از شهرستان خود بیرون شود و به استان دیگری برود، خیلی از چیزها برایش جدید می باشد، نا آشنای و نامأنوس بودن فرهنگ و محیط دیگر می تواند اثر بگذارد. دوری از خانواده و بعضی عوامل دیگر هم هستند که چالش ایجاد می کنند. ولی در کل برای من چالش نبود؛ چون ما جمعی از دانشجویان، در حدود ده نفر بودیم و کمتر به مشکلات روبه رو شدیم. دیگر اینکه جمهوری اسلامی ایران، مردم، فرهنگ و زبانش خیلی مشابه به فرهنگ مردم ما است. تفاوت های فرهنگی کمتر دیده می شود. البته در ادارات و بعضی مناطق دیگر، در اوایل بعضی مشکلات بود مثلاّ گرفتن اسنپ، کارت بانکی و بعضی از آدرس ها ولی به تدریج رفع شدند. فکر می کنم که کم چالش ترین همسایه برای درس و تحصیل دانشجویان افغانستان، ایران است. بخاطری خصوصیات مشترک که مردمش دارند.

مجله درواز:  جوانان زیاد در کشور ایران مصروف کار هستند؛ اگر کسی بخواهد کار کند و در پهلوی آن ادامه تحصیل بدهد، این چقدر مساعد است و هزینه تخمینی تحصیلات عالی در ایران چقدر است؟

سیدی: می خواهم یادآور شوم که در کل می توانند کار کنند، ولی بسته گی به درس و دانشگاه دارد که آنها در آن مصروف خواندن استند. مثلاّ کسانی که مصروف خواندن رشته پزشکی اند حجم درس هایشان سخت تر اند نسبت به حجم درس های کسانی که اقتصاد، حقوق و مهندسی می خوانند؛ زیرا فرصت کمتر به کار کردن می باشد؛ اما در کل می شود هم کار کرد و هم درس خواند، من سراغ دارم، محصیلی را که هم درس می خواند و هم کار می کند و مصارف خویش را تهیه می نماید. به نظر من این کار امکان پذیر است و یک دانشجو، با تلاش های شبانه روزی خود می تواند هم درسش را به پیش ببرد و هم پولی بدست بیاورد که خرچ مصارفش بکند البته بستگی به رشته تحصیلی اش هم دارد.

مجله درواز:   با درنظرداشت وضعیت افغانستان، آیا ایران میتواند یک مقصد و محل خوب برای تحصیلات عالی جوانان افغانستان باشد؟

سیدی: ببینید به طوری مقایسوی ایران را می توانیم در یکی از گزینه های خیلی خوب و عالی در نظر بگیریم؛ چون من شخصاّ به این نظر استم که تحصیل در کشوری می تواند خوب باشد که ما زبانش را مسلط باشیم و اگر زبانش را مسلط نباشیم  نمی توانیم درس هایش را به خوبی یاد بگیریم، خوب زبان مردم ایران هم، زبان فارسی است و طبعاّ ما آن چنانی در فهمیدن و در درک کردن مطالب و موضوعات که ارائه می شود نمی توانیم داشته باشیم. و کلاّ مطلب خوب است و همچنان هزینه تحصیلی کمتر است و هم نسبت به دیگر کشور های همسایه بهتر است؛ چون مشترکات زبانی و فرهنگی داریم. همچنان دانشگاه های خیلی خوب و عالی دارد که به نظر من می تواند یک انتخاب خوب برای دانشجویان باشد که می خواهند به دور از کشور خودشان تحصیل کنند.

مجله درواز:   از آنجا که نام و محتویات مجله از و در مورد درواز است چه پلان و برنامه برای رشد زندگی مردم آنجا در سر دارید؟ متاسفانه کمبود داکتر آنجا بشدت احساس میشود، آیا شما منحیث یک داکتر اندیشه ای در ذهن دارید؟

سیدی: ببینید یک جمله روانشناسی انگیزشی است که می گویند وقتی اهداف را بیان میکنی انرژی برای انجام کمتر می شود. به هیمن لحاظ به این نظر هستم که اهداف بماند برای عملی شدن، فکر های در سر دارم بمانند تا تحقق شان.

کلاّ در رابطه به شرایط بهداشتی مردم درواز؛ ما مردم درواز واقعا مردمی دور افتاده از مراکز هستیم اگر چه از لحاظ علمی و فرهنگی خیلی جوانان نخبه و شخصیت های معروف در هر عرصه داریم؛ اما کلاّ درواز شهرستانی دور افتاده است که به مسایل بهداشتی و صحی اش یک مقدار کمتر توجه شده و می شود. مرگ و میر خانم ها را داریم  که بیشتر در نبود بهداشت منظم در زمان زایمان اتفاق می افتد و امراض و بیماری های کوچک اند که قابل درمان اند ولی کادر درمان درست نداریم که مریضان درست درمان شوند و مردم هزینه زیاد می کنند و می آیند به مراکز شهر هر چند وضعیت فیض آباد هم همین طور است ولی مخصوصا وضعیت دروازها که دور افتاده تر است یک مقدار نیاز به توجه دارد و انشاالله که یک روز به کمال برسیم تا بتوانیم یک کاری بکنیم و گره از مشکلات مردم خود را بگشایم.

مجله درواز:  زمانی که از مسدود شدن دروازه های مکتب به روی دختران آگاه شدید، چی در ذهن تان میگذشت؟ و چی حسی نسبت به خواهران خود تان داشتید؟

سیدی: ببینید فکر می کنم این با جملات قابل توصیف نیست، یک احساسی به من رخ داد و من فکر می کردم که دوباره به قهقرا می رویم و دوباره به عقب بر می گردیم و دوباره به آن جامعه بدوی که کلاّ زن حقیر شمرده می شد و زن حق تحصیل نداشته است و ما به آن زمان بر می گردیم. من شخصاّ هیچ جامعه را سراغ ندارم که بدون حضور زنان و فعالیت زنان بتواند به شکوفایی برسد و یا به پیشرفت های در عرصه تمدنی دست یافته باشد. یعنی من هیچ جامعه ی را سراغ ندارم. اگر بخواهیم یک جامعه خوب، یک جامعه پویا و یک جامعه که همقطار با جوامع پیشرفته انسانی دیگر در دنیا باشد باید زنان، دختران، خواهران و مادران ما همه تحصیل یافته باشند؛ جامعه تربیت یافته مادر است. اگر مادری اهل علم و باسواد باشد، معلوم است که فرزندان باسواد تقدیم جامعه می کند. و ما یک جامعه علمی می توانیم داشته باشیم که به پیشرفت های مهم  نایل شود.

مجله درواز:  در مورد جوانانیکه از ایران منحیث گذرگاه بطرف ترکیه و ممالک اروپایی استفاده میکنند، چی میدانید؟ آیا این نگران کننده است؟

سیدی: خوب نگران کننده است. جوانان ظرفیت های بالقوه و بالفعل در یک جامعه  استند و انرژی پویا برای حرکت جامعه بسوی پیشرفت و ترقی استند طبعاّ وقتی جوانان، آن ظرفیت های بالقوه و بالفعل یک کشور، یک سرزمین و یا یک جامعه به جای دیگر سفر یا مهاجرت می کنند. به این پدید فرار مغز ها می گویم. طبعیتاّ افغانستان و یا هر کشوریکه این راه را دنبال می کند و جوانانش از آنجا فرار می کنند. این کشور به مشکل روبرو می شود. جوانان ما هم نسبت مشکلات که آمده مجبور می شوند و بعضی ها چاره دیگر ندارند. تاکید من این است که تلاش و ممارست می تواند این ها را از منجلاب بدبختی نجات بدهد و به اهداف شان برساند ولی بازهم هر کس در جایگاه که قرار می گیرد نظر به آن تصمیم می گیرد. متاسفانه، جوانان امروز، اینجا بیشتر طبل مهاجرت می زنند، به کشور های اروپایی و راه های خیلی پر خطر را می روند و بعضاّ هم در گیر راهزنان و دزدان می افتند و به مقصد نمی رسند. واقعا این نگران کننده است. من امیدوار هستم روز بیاید که جوانان ما نیاز نداشته باشند به خاطر رسیدن به اهداف شان و برای دنبال کردن اهداف شان رو به مهاجرت به کشور های دیگر بیاورند و دست به چنین شرایط پرخطر بزنند.

مجله درواز:   پیام شما به جوانان هم دوره خودتان که در ایران مشغول کار اند و یا هم در افغانستان با مأیوسی مواجه اند، و راه قاچاق را در پیش میگیرند؛ چیست؟

سیدی: در این ارتباط گفتم. نظری کلی نمی توانم بدهم؛ می توانم بگویم که تلاش بکنند چون هیچ تلاش بدون ثمره نیست. هیچ زحمت بدون بهره نیست. هر کس به اندازه که تلاش می کند و به همان اندازه مزد می گیرد. به این باور هستم و به این یقین هستم که هر جوان، در هر شرایط که قرار داشته باشد تلاش بکند. انشاالله به آرزوهایش می رسد. نظر من این است که تلاش بکنند و خودشان را به مرتبه ی برسانند که خودشان به آرزوهایشان برسند. با وجود آن هم فکر می کنم یک مقدار بی انصافی است چون کسی تا موزه و یا کفش یک شخص دیگر را نپوشیده باشد در ارتباط او نمی تواند قضاوت کند. مشکلات است بعضی از جوانان را حق می دهیم بروند؛ ولی کلاّ راه خوب نیست. بازهم من نمی توانم این کار شان را تقبیح و تنبیه بکنم.

مجله درواز: پیام شما به دخترانیکه از مکتب و دانشگاه مانده اند، چیست؟

سیدی: پیام من به خواهران این است که مأیوس نباشند، زمان ساکن نمی ماند و من به این مطمئن هستم تا یک سال دو سال دیگر یک روزنه ی امید پیدا خواهد شد تا خواهران ما بتوانند درس بخوانند و به این سکون و سکوت مطلق نمی شود ادامه داد و مجبور استند دروازه های دانشگاه و مکتب ها را بگشایند. ناامید نباشند و به تلاش های خود ادامه بدهند برنامه های آنلاین وجود دارد، اگر اینترنت در دسترس داشته باشند اشتراک بکنند وبه درس های آنلاین ادامه بدهند و خیلی مایوس نباشند و به خود استرس وارد نکنند؛ چون این دوره گذشتنی است و انشاالله روز های روشن در دل تاریکی هاست و روز های روشن را شاهد می باشیم.

مجله درواز: تشکر از وقت گرانبهای تان.

سیدی: تشکر از شما.

گفتگو با توریالی سیدی

بیان دیدگاه

بیشتر از مجله درواز کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب