عشق به خود خدا

سال ها قبل شخصی در درواز زندگی می کرد. او شخص افراطی بود، به باور ها و ادیان احترام نمی گذاشت، خود را دیندار می گفت اما رفتار غیردینی و اخلاقی داشت. روزی عاشق یک دختر می شود. در نگاه اول، تمام ذهن و قلب او را، آن دختر تصاحب می کند.