تبیین مومن قناعت در باب معنا و مفهوم واژه درواز این است که واژه «درواز» از ریشه «ویس» باد شکل گرفته است و معنای درِ باد یا گذرگاه باد را میدهد. بادهایی که از اقلیم گرد میآمدند و از این در عبور میکردند. باد در فرهنگ باستان همان فرشته «ویس» است. از روی فرضیهای که سلیمشاه حلیمشاه آن را تقویت میکند و از سرچشمههای هندی و اوستایی میآورد، «ویس» همان فرشته باد است. از نظر جغرافیایی این منطقه همان گذرگاه باد است (قناعت: صص ۳۵ و ۳۶).
توضیح میدهد که «ویس گرد»، یعنی شهر بلند؛ شهری که از همه بلند بود. «ویس» همان واژه «ویس» روسی است، عیناً از همان ریشه «ویس» یعنی بلند. در کتاب مسیحیت (باب آفرینش) آمده است: «خدای بزرگ، زمین و آسمان را آفرید». اول این دو چیز را آفرید، بعد از آن آب و هوا و گیاه و آدم را. بنابراین واژه ویس معنای اولش را ز ویس گرفته است؛ یعنی همان معنای زبان سلاویانی را بیان میکند. در درواز ونج-ویسخرو، ویشخرو، ویسکراغ، ده دیهه با همین ساختار دستوری دیده میشوند. اگر توجه کنید، همه این نامها ریشه ویس همان واژه قدیمی هند اوروپایی است.
اما صاحبنظر مرادی، تاریخنگار افغانستان، درباره واژه «درواز» طور دیگر بیان میکند. نام این منطقه از ترکیب «در» و «واز-باز» به وجود آمده که اسم آن را به صورت «درواز» درآورده است. مرادی اذعان میکند که از چگونهگی اطلاق این نام و پیشینه تاریخی آن اطلاع دقیق در دست نداریم، اما آنچه در صفت و روان اجتماعی مردم آن پیدا است، میتوان گفت که این نام دلالت به سخاوت، مردانهگی و مهماننوازی آنها دارد که درهایشان به روی مهمان «واز» است.
در واقع در زبانشناسی و نشانهشناسی، مکان به صورت کلی سه بُعد دارد: فضا، زمان و انسان. مکان در فضا و طی زمان، فعالیت و اعمال آدمی معنامند میشود و قابل ادراک. با این وصف تبیین مومن قناعت از واژه درواز و شرح آن در قامت واژه «ویس» و بلندبودهگی منطقه که درواز واقعاً مرتفع و کوهستانی است و بیان مرادی که مبتنی بر خصایل و اعمال آدمها است، میتواند هر دو نگاه در فرایند تأویل و معناپذیری نام این منطقه دخیل باشد.
