شهریکه یک دین و سه خطیب داشت

شهر قدیمی سنت لوئیس در قلب ایالات متحده واقع شده است. بعد از 1803 میلادی، برای سالیان متمادی طوایفی از کشور های آلمان، فرانسه، ایرلند، و انگلیس در این شهر جابجا شدند، یکی از دلایل آن مسئله کار و بار بیشتر در این شهر مرکزی امریکا بود. بعد ها در دهه نود میلادی حدود 70 هزار نفر اهل بوسنیا در نتیجه جنگ در شرق اروپا به این شهر سرازیر شدند. تنوع و تفاوت های فاحش و همچنان زیبایی ها در این شهر خود نمایی میکنند. همزمان دوره مبارزات سیاهان برای دسترسی به حقوق انسانی آنها بعد از نیمه دوم قرن 14 شمسی که معادل به نیمه دوم قرن بیستم میلادی است، هم بخشی از تاریخ این شهر است که هنوز آثار آن در روح و روان این جامعه هویداست. ورود طوایف متعدد به این شهر، فرصت ها و چالش های جدید را هم با خود داشته است. از جمله حضور مسلمانان بوسنیایی بعد از دهه هفتاد شمسی بسیار نمایان است. و حالا نسل دوم این طبقه وارد جامعه شده است. اما همزمان، سعی کرده اند به تفاوت های فرهنگی سازگاری از خود نشان بدهند. در طول سه دهه اخیر، این طایفه تصویری مثبتی از خود بجا گذاشته است. اگر به عبادت گاه ها و مساجد آنها سرزده شود، شما تعامل نرم و لطیف را تجربه خواهید کرد. در قسمت وفق دهی احکام دینی و زنده گی روزمره، رهبران دینی و محلی آنها منسجم، سنجیده و حکیمانه عمل کرده اند. با و جود سالیان متمادی و حضور در جامعه آزاد ایالات متحده، آنها توانسته نقش و أثرگذاری مردم را در مراسم های متعدد دینی و فرهنگی حفظ کنند. بگونه مثال آنها هم از روز شکرگذاری در ایالات متحده، تجلیل بعمل آورده اند، توانمندی آنها در وفق دادن مسائل به همدیگر ستودنیست، آنها توانسته اند ظرفیت و توانایی های خویش را مثمر جلوه دهند، تا اینکه بر نسل بعد از خود أثر گذار واقع شوند.

در طرف دیگر، مسجدی که من اکثراً نماز جمعه را در آن ادأ میکنم، بیشتر اهل شمال افریقا و جنوب شبه جزیره عرب و سایر نقاط دنیا، از جمله مردمانی از افغانستان حضور به هم میرسانند. آنچه مرا جلب کرد، شیوه خطابت امام بود، شیوه صحبت وی با مردم، همچو سخنرانی با زندانی هاست. شاید زبان انگلیسی معادل و یا مترادف کلمات همچو عبد (در عربی) ویا (در فارسی بنده) را ندارد و یا هم خطیب استعمال نمیکند، اما شیوه سخنرانی بسیار زننده و گونه ایست که مهربانی و شفقت در آن کمتر دیده میشود. به زبان ساده، حتی خطیب نگاه بالا به پایین دارد. اما همین مسجد در یک کیلو متری مسجد مردم بوسنیایی قرار دارد، لیکن خطیب این مسجد همچو آنها نرم و مهربانگونه عمل نمیکند. امام مسجد ظاهراً قرائت سختگیرانه را تعقیب میکند، و این همه از محتوای سخنانش هویداست. باری به یکی از دوستان که متولد همین شهر است، گفتم: این خطیب فقط در مسجد پل خشتی کابل نیست و بس. آنچه در ادبیات این خطیب نیست، حرف از تعامل، وفق، سازگاری و پیشرفت است. حالانکه این شهر در مجموع به لحاظ گوناگون متنوع است. بیانات بگونه اند که گویا دین رهنمود های کمتری پیرامون اخلاق، احسان، ارزش های انسانی و اجتماعی دارد، و معمولاً به بیانات کلیشه ای که شیوه کاربردی ندارند، روی می آورد. چنین روش نمیتواند افراد را به وجد بیاورد و آنها را به سر منزل مقصود خودشان برساند. در واقع اکثر شنونده گان و نمازگزاران میان ارزش های دینی و جامعه جدید شان معلق مانده اند، ظرفیت تفکیک مسائل را هم ندارند و کسی هم نیست، برایشان کمک کند.

دو کیلو متر دورتر، مسجدی واقع است که ظاهراً مردمانی از افغانستان در آماده سازی این معبد یا عبادتگاه نقش بیشتری بازی کرده اند. داشتن یک مرکز اجتماعی همچو مسجد در هر جای دنیا معمول بوده است و این یعنی محل تجمع مردم برای عبادت، و انجام امور مردمی. در نماز های جمعه، علاوه بر سایر افراد با ریشه در مناطق دیگر دنیا، مردمانی از افغانستان بیشتر حضور به هم میرسانند، شاید میخواهند علاوه بر ادای نماز جمعه، دید وا دید های خودرا هم بسر برسانند. در این مکان هم، خطیب مسجد شباهت های زیادی با دو خطیب دیگر ندارد. در سخنانش اندیشه و فهمی در مورد استفاده از نقش ظرفیت های مردم در بهبود شهر شان دیده نمیشود. مردم این را نمیشنوند که چگونه در شهر با بقیه باشنده گان تعامل کنند، مسائل متعددی وجود دارد که هنوز مردم در مورد آن یا نمیدانند، یا نمیپرسند و یا اینکه تاهنوز اهمیت آن برایشان آشکار نشده است. از قضای روزگار کسیکه زاده همین شهر بود و علاقمند شده بود تا از مناسک و عبادت مسلمانان بیشتر بداند، میخواست که حین نماز جمعه در مسجد حضور یافته از نزدیک شاهد ادای نماز جمعه مردم باشد. جالب اینکه نمیدانستیم موصوف را به کدام مسجد ببریم؟.

سیداکرم سیدی

دانشجوی حل منازعه و مطالعات صلح در دانشگاه پنسلوانیای غربی

9/9/1403 ه.ش

بیشتر از مجله درواز کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب