در درواز قدیم، نوروز چگونه تجلیل میشد؟
23 حوت 1403 ه.ش
بعد از احوال پرسی با آچه ام (مادر کلان) از وضعیت آب و هوا پرسیدم و پاسخ داد که چُله گذشت و نُشُونا رسید و در نهایت حالا نزدیک به نوروز هستیم. در ادامه تعریف کرد که نمی دانم حالا نوروز شما چگونه تجلیل میشود؟ پاسخ دادم که بدبختانه ممنوعیت هایی را علیه این جشن طبیعت اعمال کرده اند. از آنجا که ناراحتی خود را با کلماتی از وضعیت موجود اظهار میکرد، لب به سخن گشود و افزود که تجلیل از نوروز در درواز قدیم، همه چیز داشت.
این همه چیز، در برگیرنده رسوم و عنعنات میان مردم بوده که اصناف متعدد جامعه را در بر می گرفت، هر طبقه ای سرگرمی و مشغولیت خود را داشته است؛ اطفال، نوجوانان و جوانان و بزرگان همه مؤظف به کاری بوده اند که میان شان مروج بوده است. این پدیده در ذات خودش، سبب همبستگی اجتماعی میان مردم می شده است. در واقع عناصر تشکیل دهنده جشن نوروز سبب بهبود بافت اجتماعی باشنده گان یک دیار و در مجموع باعث اتحاد و همدلی میان انسانها می گردیده است.
شام نوروز و فاتحه گیری
پیشاپیش نوروز؛ هر خانواده تلاش میکرده تا با تقدیم بهترین کالا، هدایا و مهمانی ها همیاری خود را با همسایه و مخصوصاً خانوادهای نادار (خانواده با شرایط نامساعد اقتصادی) نشان بدهد. بطور مثال، آنزمان، فَلَکَه ها و کوزهای روغن زر (روغن حیوانی) را باز میکردند و از آن با دیگران شریک میساختند، چون همه خانواده ها ممکن که فلکه روغن زر نداشته اند، بنابرین، اجناسی را منحیث هدیه می بخشیدند، البته نظر به شرایط اقتصادی آنزمان متفاوت بوده است. در عصرگاه نوروز، عنصر مهم دیگر آن، فاتحه گیری بر منزلگاه گذشته گان (قبرستان) بوده است. مردم درواز، این را فرصت میدانستند که عصر نوروز به قبرستان بروند و در حق گذشته گان خویش دعای خیر کنند. در این فاتحه خوانی، معمولاً بزرگان، جوانان و اطفال (کودکان) سهم بیشتر می گرفتند. بدینسان همه اشتراک کننده گان، بسته های؛ کلچه، شیرینی، و سایر هدایا را گرفته به مزار یا قبرستان میرفت اند. سپس قرآن می خواندند و دعا میکردند و در حق ارواحهای گذشته رحمتبا (طلب مغفرت) می گفتند. بعد از آن همه به مسجد رفته، نماز شام را به جماعت برپا داشته و دعا و نیایش خود را بسر رسانیده، هرکس به خانه خودش بر می گشت. بعضی خانوادههای حرمتگرا بعد از صرف طعام شب، در شب نوروز به قرآن خوانی و دعا و نیایش می پرداخته اند.
نوروزی
آیین و ادب دیگر نوروزی؛ مبارک باد گفتن و نوروزی دادن به همدیگر بود که محتوای این مبارک باد گفتن ها مشمول؛ آرزوی نیک و رخت بستن بدها و زشتی ها از زندگی می باشد. طوریکه تمام مردم از اقشار مختلف تلاش می کردند که به خانه های همسایه و همچنان در سراسر قریه مخصوصاً به دیدار بستگان و نبیره های خویش بروند، و برایشان آروزی سلامتی بنمایند. صبح نوروز بعد از چای، اشخاص تلاش میکردند که به دیدار خویش و قوم بروند، بُنه و بُنه بگردند. در این میان عرف معمول این بوده که مهمان با خود یک هدیه میداشته، و نظر به وضعیت آنوقت تحفه های چون؛ سیب، لبلبو، کچالو و تخم مرغ آب پز را بدست کلونته (کلان) خانه سپرده، سپس تن صحت، و دل شیرین گفته با ذکر دعای خیر حین ورود، با ابراز یک جمله زیبا چه به زبان عربی یا فارسی با محتوای خیر صورت میگرفته سپس بگونه مختصر، اگر فرصت میبوده، چای صرف نموده و قصه هایی در باب مورد نظرشان را بازگو می کردند.
خیرات
هر قریه یا قشلاق در سطح ظرفیت اقتصادی خود، قبل از نوروز برای تأمین نیازهای غذای چاشت نوروز (خیرات) اقدامات چون خریداری گاو یا مال (گوسفند و بز) اقدام سنجیده و تدابیر لازم را تخاذ مینمودند. هر چند ذبح گاو یا مال در راه خدا هر سال مقدور نبوده، و ممکن مردم حتی توانمندی خیرات ساده با غذاهای سنتی و محلی را نداشته اند. به هرحال، در سال های که خیرات میکردند، این عمل ممکن در سر منزلها (قبرستان) یا پیش مسجد اتفاق می افتاده. دیگ ها بار میشدند و اقشار مختلف جامعه را از جاهای دور و نزدیک خبر میکردند که در خیرات شرکت ورزند. خانواده ها نظر به وضعیت اقتصادی شان، خود را مکلف به سهم گیری در تهیه طَبق نان می دانستند. بعضی خانواده ها ممکن دو یا سه طبق آماده میکردند و بعضی ممکن کمتر یا شاید هم یک طبق. همه این طَبق ها در میان دسترخوان پیچانیده شده و به محل خیرات توسط صاحب خانه ها برده میشدند. تا گوشت و شوربا به آنها افزوده شود. هنگامیکه طبق ها میرسیدند، توزیع نان شروع میشد و همه نان میخوردند. اکثراً اطفال و نوجوانان جدا جدا میبودند، و گرد هر طبق بین هفت تا ده نفر و ممکن کم و یا بیشتر می نشستند. پس از آنکه خیرات خوران نسبتاً سیر میشدند، به تقسیم باقی مانده نان (غرفه)، موافقت میکردند و هرکس سهم خویش را به خانه میبرد. معمولاً در خیراتها، بصورت انفرادی یا دسته جمعی فاتحه می گرفتند و در حق گذشتگان به نزد پروردگار عالم دعا می کردند و برای خویش، مشمول خورد و بزرگ، زندگی سعادتمند، خوشی و خوبی، در کار و بار و زراعت خویش آرزو میکردند. این عمل، حقیقتاً که اتحاد میان مردم را رقم میزده، چون فرصت شریک سازی ناگفته ها و همچنان گفتگو ها را میسر میساخته است.
تخم مرغ جنگی
عنصر مهم دیگر جشن نوروز تخم جنگی میان نوجوانان و جوانان قریه و ده بود. روزهای قبل از نوروز موضوع تخم مرغ سخت، میان این قشر و خانواده ها مطرح می شد. متقاضیان آن در جستجوی تخم خوب بودن و از روشهای مختلف برای تشخیص سخت بودن آن بکار برده میشد. یکی از این روشها، بوسیله دندان بود که افراد ماهر در این امر تشخیص میدادند که کدام تخم سخت تر است. متقاضیان گاهی مجبور بودند که برای رسیدن به این هدف به قشلاق دورتر هم بروند. البته این عمل اهمیت یافتن تخم خوب را نشان میدهد که متقاضی را در میدان عمل برنده نشان بدهد و تخم زیادی ببرد. اکثراً تخم ها خام می بودند و تعدادی هم، تخم مرغ را پخته میکردند. بعضی ها تخم ها را بطریق گوناگون رنگی میساختند تا مورد توجه بیشتر قرار بگیرند. رنگ ها نقش مهمی در سلیقه و نوآوری افراد داشتند، رنگ های سرخ، زرد، خِینگ، گلابی، و بقیه بیشتر خود را نمایان میکردند. تخم جنگی اکثراً در پیش مسجد اتفاد می افتاد، چون محل تجمع مردم بود. همه در حالیکه لباس نو یا حداقل تمیز بر تن و دستمال های دست دوزی و یا نیمال های وطنی بر کتف (شانه)، و مو های چرب شده با روغن زر؛ مشغول تخم جنگی میشدند. حین تخم جنگی، پآونَک میگرفتند و تخم بیشتر می بردند و به خانه می آوردند.
سوغاتی به خانه دختر
بنابر دلایلی، دختران حتی در سنین متعدد، در جشن نوروز مورد توجه خانوادها قرار داشته، اما بگونه دیگری و البته که بصورت اخص از جانب والدین. پدر و مادر که حالا توته ای جگرشان، جایی دورتر از خانه پدری، ممکن در قریه دیگری زندگی و خانواده جدیدی تشکیل داده و در حقیقت بنحوی دور از خانه پدر و مادر شده است، مورد لطف و عنایت والدین قرار داشته است. در این برهه زمانی و به مناسب جشن نوروز، و برای تحکیم رابطه میان خانوادها، والدین تصمیم می گیرند که سوغاتی و هدیه کافی در حد توان به دختر خویش بفرستند. این سوغاتی ویژه نوروز، مشمول پنج چاریک آرد، نان های کته کته، کرته و سابه (پیراهن و چادر)، لباس های کرباسی رنگه و یا ساده، چپلق (سرپایی) و بقیه اجناس مهم آن دوره میشده است به عنوان نوروزی به خانه دختر فرستاده میشد، چنانچه شاعر شرین سخن در مورد چنین بیان داشته؛
روز نوروز است عالم سبزه زار
زنگ دل را میبرد بوی بهار
ای پدر بر خیز و نوروزی بیار
تا تو را رحمت کند پروردگار
معمولاً این سوغاتی توسط برادر، پدر و یا هم کسی دیگر از اعضای خانواده رسانیده میشده است. ضمن رسانیدن پیغام صحتمندی و سلامتی خانواده، آرزوی سرفرازی را به همدیگر مینموده اند. هدف مهم دیگر این سنت، خبرگیری از دختر بوده است. با استفاده از فرصت ویژه نوروز، والدین احوال دختر خویش را از نزدیک جویا میشدند. رسم بر این بوده که حتی اگر دختر تا سن کهولت هم میرسید، از خانواده پدر و مادرش هم توقع چنین توجه را داشته است. در بعضی خانوادها، حتی برادرزاد ها خود را مکلف به خبرگیری از اپه (عمه) خود دانسته و پیوسته نوروزی می فرستاده اند.
اشعار و ترانه های نوروزی
بی تردید شعر نقش بسزایی در زندگی روزمره مردم درواز داشته است. آنگونه که مومن قناعت در کتاب «یادداشتها و برداشتها» اذعان میدارد که دریای پنج (آمو) اهمیت زیادی در قسمت توسعه ادبیات و شعر سرایی میان این مردم داشته است. در ادامه بسط و گسترش ادبیات در میان مردم درواز، یکی هم توجه به سردون اشعار نوروزی بوده است. بقول محمد اولیا جلالی در آخرین کتابش تحت نام «یک قرن نیرنگ»، از میانه نرم و مدارا پسند، تساهل و تسامح که در سیطره فرهنگ این منطقه بوده است، سبب شده که میرزا ها و روحانیون نقش گسترده ای در وسعت بخشیدن و فراخی اشعار نوروزی داشته باشند.
نوروز شد و لاله خوشرنگ برآمد
بلبل به تماشای دف و چنگ برآمد
مرغان هوا جلوه کنان در پرواز
مرغ دل من از قفس تنگ بر آمد
قلم بدستان و روحانیون محلی در پارچه های کوچک کاغذ، ابیات کوتاه نوروزی را می نوشتند و بدست نوجوانان و جوانان میدادند تا آنها به شیوه های خویش و مروج آنزمان زمزمه کنند. ترانه نوروزی بالای نمونه ای از آن است.
بزکشی و کشتی گیری
یک اصل دیگر جشن نوروز، بزکشی و کشتی گیری بوده که هر چند در این اواخر، این دو نه تنها میان مردم درواز، بلکه سراسر افغانستان مروج شده اند. در جشن نوروز قدیم، این سنت هم بسیار رایج بوده است. اکثراً اسپ سواران و چاپندازان برای این مرحله آغاز سال، آماده می شده اند. علاوه برآن، پهلوان های معروف هم آماده گی میگرفته اند. تا آنجا که من معرفت دارم، صرف میتوانم از نام های چون پهلوان نذرمحمد و پهلوان جلال از قریه اوبغن بالا نام ببرم.
از نکات فوق بر می آید که، نوروز نقش گسترده ای در بافت اجتماعی، همدلی و همیاری مردم درواز داشته است و نیاز مبرم شمرده میشود که به هدف بهبود کیفیت زندگی و آینده فرزندانشان، به شیوه های گوناگون به بهسازی این هدیه الهی سعی بورزند. هرچند تجلیل از جشن نوروز مختص به منطقه درواز نمی شود بلکه همانگونه که در تاریخ خودش عامل نفس تازه میان مردمان سرزمین های وسیع بوده، همچنان عالمگیر مانده است.
سیداکرم سیدی،
دانشجوی حل منازعه و مطالعات صلح در دانشگاه پنسلوانیای غربی
