کتاب غربت (سرزمین دیگران) در بیستمین دور کتابخوانی مجله درواز

بستمین دور کتابخوانی مجله درواز به کتاب “غربت (سرزمین دیگران)” نوشته لیلا سلیمانی و با ترجمه محمدعلی محمدصادقی اختصاص یافته بود. صحبت ها و روایت هایی از کتاب بگونه اختصار و مشرح از طرف سیدفاضل سیدی به شنوندگان بیان شد. کتاب حاوی تجربه دو جوان برخاسته از دل جنگ بوده و اینکه چگونه ممکن استContinueContinue reading “کتاب غربت (سرزمین دیگران) در بیستمین دور کتابخوانی مجله درواز”

واقعۀ شاهان مُلک درواز سنۀ ۱۱۶۲ هجری

از کمالی که مردمان درواز در سایر امور از مردمان بدخش دربارۀ جنگ و جدال ماهر و تیار بودند، با وجودیکه فوج اهالی درواز، در ولایت ما نابلد و مسافر بودند و در همه‌ حال به‌ همه کوه ‌و دره و در رکاب ما بدخشیان بلد بودیم و پیشرو و رهبر داشتیم، با این قدر مهارت خود، در ملک خود، پیشرفت اقبال را دستیاب نشده، مردمان درواز، گوی ‌سبقت ‌و دستبردی از میدان ننگ و ناموس برده، شکست فاحش به لشکر بدخشیان‌ داده، و بسیارتر از لشکریان را مَع میرزای کلان اسیر شاهان درواز شدند.

گردشگر پولندی، ریشارد دبلیو. شرام در کوه‌های درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵ م

در کوه‌های درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵، ریشارد دبلیو. شرام نقشه‌ای را طراحی می‌کند. عکس: توماس شرام ریشارد دبلیو. شرام در کوه‌های درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵ (او به جای تبر یخ گمشده‌اش، از یک چوب برای حمایت از خود استفاده می‌کند – در طول راهپیمایی، الاغی که چمدان، از جمله تمام تبرهای یخ راContinueContinue reading “گردشگر پولندی، ریشارد دبلیو. شرام در کوه‌های درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵ م”

چگونه جامعه نیم پیکر خودرا فلج میکند؟

در شهر سنت لوئیس، جاییکه فرزندم به دنیا آمد، داکتریکه به پیش ما آمد و از فرزند ما مراقبت کرد، نامش نورجهان بود. حین توضیح دادن مسائل مرتبط، بما گفت که دیروز از پاکستان آمده است، من ضمن ابراز خورسندی، آنچه در ذهنم خطور کرد، حذف کامل زنان افغانستان از زنده گی بود.

قصه­ های آچه ام: در درواز قدیم، نوروز چگونه تجلیل می­شد؟

نوروز نقش گسترده ای در بافت اجتماعی، همدلی و همیاری مردم درواز داشته است و نیاز مبرم شمرده میشود که به هدف بهبود کیفیت زندگی و آینده فرزندان شان، به شیوه های گوناگون به بهسازی این هدیه الهی سعی بورزند. هرچند تجلیل از جشن نوروز مختص به منطقه درواز نمی شود بلکه همانگونه که در تاریخ خودش عامل نفس تازه میان مردمان سرزمین های وسیع بوده، همچنان عالمگیر مانده است.

تاریخ درواز به روایت کشککی

در این کتاب با شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم درواز، کشمکش¬های بین الحکومتی کابل و بخارا و یا هم اینسوی و آنسوی دریای پنج رو به رو می شویم که هر یک به نفع خویش بر این منطقه سلطه یافته اند.
در حکومت درواز یک فرقۀ را که نوکر پیشه می گویند و از قدیم پیشۀ آنها ملازمت است که به حضور حکام خدمت می کنند و از دیگر تکالیف معاف میباشند و در هر قشلاق خانه داری نوکر پیشه مشخص و معلوم بوده تقریباً در همه، درواز پنجصد نفر نوکر خواهند بود.

ادبیات درواز

او می‌گوید هنوز شاعران و نویسنده‌گانی هستند که فقط نام‌شان را می‌دانیم و به آثارشان دسترسی نداریم. تحولات تاریخی و سیاست حذف در دو سوی آمو از جانب حکومت‌های قهار زمانه، موجب شده است که بسیاری از آفریده‌های ادبی و تاریخی درواز نابود شو‌د.

تاریخ درواز

میرزا سبحان‌قلی‌خان حاکم بلخ به پاسخ تقاضای مردم درواز یکی از شهزاده‌گان خود به ‌نام اسکندر بیک را با عده‌ای دیگر به حکومت درواز فرستاد و این شخص اساس‌گذار سلسله‌شاهان محلی درواز در سده‌های پسین شد. شاید این هم دلیلی بر منسوب بودن شاهان درواز به «اسکندر» باشد، اما نه اسکندر مقدونی، بلکه اسکندر بلخی.

موسیقی درواز

از حافظان مکتب موسیقی درواز محمدنظر و اسکندر بیک بیش‌تر به «شش مقام» میل داشتند و در بزم‌های رسمی درواز تنها از نواهای مقام سرود می‌خواندند. از حافظان و مطربان این مکتب، بازیچه، پیر سدیر، سیدامیر بابی، نادرشاه، قاری نورالله نیازوف، عبدالرحمن یاروف و شمقار آدینه‌بیکوف مشهور بوده‌‌اند. از پیروان موسیقی درواز هنوز در سپهر موسیقی تاجیکی فارسی کسانی هستند، مانند اسماعیل و دولت از نبیره‌های عبدالله نذیری، منورشاه از فرزندان سدیر، نذرالله و عزیزان دیگر که بزم جاویدانی را گرم نگه می‌دارند.