چگونه جامعه نیم پیکر خودرا فلج میکند؟

اخیراً کمبود حضور زنان برای پاسخگویی به چالش های زلزله زدگان شرق افغانستان موضوعی است که همه به آن تمرکز کرده و تا حدی پیچیده اند. بدبختانه بنابر دلایل آشکار زنان از زنده گی محروم شده اند، نه تنها در عرصه آموزش و کار، بلکه حالا آنها در تصمیم گیری های خانواده گی حضور کمتری دارند تا مردان، به همین دلیل، همیشه رقم قربانی شدن شان بالاست.

در طبیعت، همیشه زمانیکه دو طرف به مقابله می پردازند و اگر یکی از طرف ها تضعیف گردد، در آنصورت، بازنده به دنبال ضعیف تر از خود است تا آن شکست را به نحوی جبران کند و یا حداقل به دیگران وانمود کند. ممکن است شیوه اقناع، محروم سازی، سیطره بیش از حد، زجردهی و شکنجه و در نهایت حذف باشد. این مورد، در حوادث کشور های همسایه افغانستان هم هویداست و متأسفانه تا هنوز هم جریان دارد. از بخت بد ما، در داخل افغانستان هم، وضعیت عین چیز است، حاکمان بجای تأمین عدالت که اساسی ترین بخش دین هم است، به تضعیف مظلومان پرداخته اند، که بزرگترین طیف جامعه افغانستان را تشکیل میدهند؛ زنان.

همانگونه که افغانستان در میان کشور های دنیا، یک مملکت جداگانه، دارای حدود اربعه و مشخصات منحصر به خودش است، در داخل مملکت، جوامع انسانی، آن از خانواده ها تشکیل شده اند. یعنی خانواده ها هم حلقه حفاظتی خویش را دارند. آنها هم بزرگی دارند و زیر دست و همچنان دستیاری. بنابرین یک تشکیلات دیگری در هر خانواده است. فلهذا اگر قرار باشد که عدالت در سطح جامعه تطبیق شود یا نشود، حداقل خانواده ها استقلال نسبی خویش را نسبت به سرنوشت خویش و یا اعضای خانواده خود دارند که میتوانند در قبال آنها تصمیم بگیرند. مثلاً میتوانند در هر مورد عدالت را رعایت کنند، چون خدا امر به عدالت نموده است. اما متاسفانه برخورد بزرگان خانه از جامعه متأثر شده و سبب رخنه بی عدالتی های اجتماعی به داخل خانه میشود و در نتیجه آن فضای اطمنان که ما او را بنام خانه میشناسیم از میان میرود، و ساکنان آن، به ویژه زیردستان احساس آرامش نخواهند کرد.

بنابرین، اطفال و مشخصاً طبقه اناث مورد توجه قرار بگیرند و در قسمت توسعه ظرفیت های شان به اندازه ممکن سرمایه گذاری و مصرف شود. این بجاست که فقر است، اما یکی از راه های بیرون رفت از فقر هم ممکن همین باشد. اگر بزرگان خانواده در شناختن حقوق زیردستان توجه مبذول بدارند، بی تردید بقیه از آنها پیروی میکنند. همچنان اگر رهبران خانواده ها در تأمین عدالت میان بقیه اعضای فامیل عملگرا باشند، نتایج مثبت بیشتری خواهد بود. ممکن تعدادی از ما جمله زیبایی از سریال حضرت یوسف ع را بخاطر داریم که به فرعون میگوید، اگر عدالت در خدمت مظلومان قرار گیرد؛ زیباست. قابل یاددهانیست که زیبایی هنگامی بوجود میاید که هرچیزی در جایش قرار گیرد، یا به زبان ساده عدالت رعایت گردد.

حقیقت امر اینست که ادبیات حاکم در جامعه افغانستان امروزی، از شبه قاره هند آب میخورد. این منطقه وسیع قاره آسیا خالی از خوبی های دیگر هم نیست، بلکه جامعه ما میتواند از توسعه و پیشرفت آنها نیز بیاموزد. در شهر سنت لوئیس، جاییکه فرزندم به دنیا آمد، داکتریکه به پیش ما آمد و از فرزند ما مراقبت کرد، نامش نورجهان بود. حین توضیح دادن مسائل مرتبط، بما گفت که یک روز قبل از پاکستان آمده است، من ضمن ابراز خورسندی، آنچه در ذهنم خطور کرد، حذف کامل زنان افغانستان از زنده گی بود. زمانیکه با نشاط بودن نورجهان را دیدم، به حالش حسد ورزیدم نه آنکه این همه پیشرفت را برای او دیده نمیتوانستم یا نمی خواستم، بلکه بخاطر اینکه همه ما از یک منطقه هستیم. چی چیزهایی مانع ما شده اند؟ کدامین عوامل در داخل خانواده هاست که امثال نورجهان ها را زیر فشار قرار داده و در نهایت نابود میکند؟

حالا که زمین لرزه، ولایات کنر و ننگرهار و همچنان قسمت هایی از پاکستان را زیر و رو کرده است، تفاوت از حیث ذکاوت، عملکرد و با نشاط بودن آن دختر پاکستانی و دختران افغانستان نه تنها نگران کننده بلکه بی عدالتی و ظلم عظیم است. ممکن است خانواده ها در افغانستان، و مخصوصاً دروازی ها شاید تصور کنند که زنده گی ما همینگونه است و همین در قسمت ما بوده است. اگر این حرف ماست، پس حرف بیگانگان و همسایگان اینست که مردم افغانستان میخواهند همینگونه زنده گی کنند، خلاص.

سیداکرم سیدی

دانشجوی حل منازعه و مطالعات صلح در دانشگاه پنسلوانیای غربی

بیشتر از مجله درواز کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب