حالا وقت خواب است و تو باید کتابت را بخوانی! طاها کتابش را گرفت و به تصویر هایش نگاه کرد تا اینکه به خواب رفت.
طاها از آن به بعد هر شب کتابش را ورق می زند و به تصویر های زیبا نگاه می کند تا اینکه به خواب می رود. او با دوست نو خود خیلی خوشحال است.
حالا وقت خواب است و تو باید کتابت را بخوانی! طاها کتابش را گرفت و به تصویر هایش نگاه کرد تا اینکه به خواب رفت.
طاها از آن به بعد هر شب کتابش را ورق می زند و به تصویر های زیبا نگاه می کند تا اینکه به خواب می رود. او با دوست نو خود خیلی خوشحال است.
طاها با مومه اش همیشه مشوره می کند. مومه جان! من بیرون بروم؟ مومه اش هم می گوید: درست است برو! یا انجام بده! ولی زیاد در بیرون نباش؛ چون تو باید نوشته کنی، قصه بخوانی، کارتون ببینی، نان بخوری و خواب کنی.
در خانه ی تِیتُک یک سگ است. او ریکس نام دارد. خیلی با ادب است، او همیشه آرام نشسته و به کسی ضرر نمی رساند و از خانه آنها محافظت می کند. ریکس نمی گذارد کسی به خانه و اموال آنها به چشم چپ نگاه کند.
رعنا که از شخصیت داکتر خوشش آمده بود، با چشمان کوچک آبی اش لُق لُق به چشمان داکتر نگاه میکرد و با دقت به حرف های داکتر گوش می داد. نظم و پاکی معاینه خانه و کمک کردن او به دیگران برای رعنا خوشایند بود
متاسفانه خانم اسپ هم گفت: بچهی طاووس در وقت نان کارتون نمی بیند. آقای زاغ دو پای داشت، دوی دیگه هم قرض کرد و پیش دوست قدیمی اش آقای خر رفت تا از زبان او در مورد بچه اش بشنود.
نقش من چیست؟
.مجله درواز در مراحل اولیه خویش قرار دارد، با ارسال محتویات ارزشمند، شما میتوانید نقش بهتری در
.رسیدن به اهداف آن ایفا کنید
در صورتیکه لازم میدانید تا فرزند شما زبان فارسی را از طریق ویدیو ها تمرین بیشتر نماید، به این صفحه مراجعه کنید و پیوسته محتویات جدیدی را در خدمت فرزندان تان قرار دهید.