مرحوم خوشقدم خواجه پژمان فرزند مرحوم رحمان خوجه در سرزمین عارف پرور کوهستان نسی درواز بدخشان دیده به جهان گشود، از تاریخ تولد ایشان اطلاعات به دسترس نیست. آقای پژمان دروس ابتدایی را در زادگاه اش فراگرفت، در کنار علوم مروجه با علوم قرآن و حدیث نیز آراسته گردید. با کمال تأسف به دلیل مشکلات اجتماعی و نبود زمینه مناسب، ادامه تحصیل داده نتوانست خود را در کنار بیدل و حافظ گرفت و با هم نشینی بزرگان زبان فارسی، شعر خواند و غزل سرود.
آقای پژمان در دوره جوانی آواره دیار آبایی و زادگاه معنوی اش گردیده و رهسپار و ساکن شهر قندز مرکز قطغن زمین گردید. وی با استعداد درخشانی که داشت وارد دنیای شعر و آهنگ شده و اشعار حضرت حافظ را با صدای زیبا و نوای گرم قشقارچه اش نواخت، و بعد برای مدتی مسافر کوه و کتل بیدل بود، همواره در اشعار و گفتار این بزرگ مرد رنج و دوری دیار، ناسلامتی های اجتماعی و عشق و عرفان هویدا بود.
اگر بخواهیم به سرودههای آن مرحوم خوش نام توجه کنیم می توان به موارد چون؛ حضور در رسانه های تاجکستان، میله های نوروزی (جشن ها) و ستیژهای مختلف و میله های یارانه آن جناب عنوان کرد. «آشفته ی زلف چین چین ات = قربان دو زلف نرگسین ات» این آهنگ را با آقای عبدالقادر شمال به صورت دوگانه خوانده است.
با اینکه آقای پژمان مرد هنردوست و مهر پیشه بوده، یک دوره مبارزات سیاسی را نیز با کاروان حفظ حرمت، نظم اجتماع و عدالت توضیعی با همرزمان و یاراناش همچو؛ پهلوان محمد سعید مبارز و داوود دروازی پشت سر گذاشت.
آثار و دست نوشته های آن مرحوم قدر لازم به دسترس قرار ندارند، ولی آن هم به مواردی می توان اشاره کرد چون؛ جمع آوری واژههای اصیل دروازی با لهجه مردمی و اشعار با مضمون های متفاوت در یادداشت های آن مرحوم بجا مانده است که هنوز به چاپ نرسیده اند.
آقای پژمان همواره در اشعارش از بیگانه گی سخن گفته و بیشتر شکوه هایش از وضعیت نامطلوب و ناسازگاری حاکم در میان مقامات و مسئولین دولت وقت بوده است.

مرحوم زنده یاد خوش قدم خواجه پژمان با وجود همه ناسلامتی های موجود در اجتماع همواره بر یادگیری و ارتقای ظرفیت جوانان تأکید داشته به شیوه های گوناگون، خود را حامی دانش آموزان تبارز داده است.
نمونه شعری پژمان
نیست در کشور ما اندکی انصاف دریغ
سوختیم در غم و اندوه درین ویرانه
آن یکی صاحب صد خانه، صد موتر و باغ
آن دیگر در غم قرص جوین دیوانه
جمعی در عشرت و ناز طربند سر خوش مست
ما چو موران ضعیف در پی آب و دانه
نیست در کشور ما اندکی انصاف دریغ
سوختیم در غم و اندوه در این ویرانه
سر به سودای وطن دوخته پژمان حزین
نرود از در این کعبه و این بتخانه
سر انجام عمر آن جناب به فرجام رسید و مرحوم زنده یاد استاد سخن مهر و آبادی، در 14 قوس سال 1399 هـ.ش در اثر مریض ایکه عاید حالش گردیده بود جهان فانی را وداع گفته و در گورستان فامیلی های ریشخور، شهر کابل به خاک سپرده شد.
قابل یادآوریست که تعدادی از آهنگهای آن جناب در یوتیوب و فیسبوک شخصی اش قابل دسترس هستند.
