دریا به قدر ثانیه دلتنگ من نبود
دریا بهار را، شبِ مهتاب را ربود
دریا امیدهای مرا سوختانده تا _
سیگار گشته دود شوم دود دود دود
دریا به قدر ثانیه دلتنگ من نبود
دریا بهار را، شبِ مهتاب را ربود
دریا امیدهای مرا سوختانده تا _
سیگار گشته دود شوم دود دود دود
قهوهای تلخ مرا یاد تو میاندازد
بازهم دل به خیالات تو میپردازد
و کنون ثانیههایم رد پا بگرفتست
و به این رفتن تو دل همهرا میبازد
او سابه سیه برقع شه بالا کُنَمی
وَعشوه گریش دلکمه شیدا کُنَمی
بسیارگفتم که کم کن این قهقه را
پیش همگی خودکشه رسوا کنمی
امغلک دلمه عجب رفتن علیا وامی
بی بری آن گل خوشبو و زیبا وامی
برخیال لب لعلی حیاتم گل سرخ
ای لب لعل حیاتم رخ زیبا وامی
نقش من چیست؟
.مجله درواز در مراحل اولیه خویش قرار دارد، با ارسال محتویات ارزشمند، شما میتوانید نقش بهتری در
.رسیدن به اهداف آن ایفا کنید
در صورتیکه لازم میدانید تا فرزند شما زبان فارسی را از طریق ویدیو ها تمرین بیشتر نماید، به این صفحه مراجعه کنید و پیوسته محتویات جدیدی را در خدمت فرزندان تان قرار دهید.