همتا پیش مادرش رفت و گفت: مادر! مادر! امروز کاکا موتروان گفت: اگر مادر و پدرت با مسؤل کودستان صحبت کنند و بگویند که همتا خیلی علاقمند است که مثل خواهرش کودکستان برود؛ مسؤول کودکستان حتماً قبول می کند.
Tag Archives: افغانستان
درخت طلسم شده
بلاخره دریک شب تاریک با چراغ قوی و کوله پشتی راهی جنگل شد. جنگل تاریک و ترسناک بود، اما علی با قلبی پر از شجاعت پیش میرفت. بعد از دو ساعت پیاده روی، بالاخره درخت کهن را دید.
جنگ 12 روزه؛ دروازی ها در تهران
با پاسخ زنگها فهمیدم که در ساعاتی از آن صبح، شهر تهران؛ آماج تهاجم شدید بیرونی قرار گرفته است. از من در مورد سلامتی ام پرسیدند و شاکی از این بودند که چرا به تماس ها پاسخ نداده ام، آنهم در چنین شرایط حساسی. و من هم همان آدم سابق: یک ساعت درس، بعد چای صبح و برنامه های دیگرِ دانشگاهی و مطالعاتی.
چرا عادت نوشتن نداریم؟
در لیسه عالی مکیسپورت، پیتسبرگ، وقتی که وارد مکتب میشوید، آنچه زیاد به چشم میخورد قرطاسیه باب است. ورق های استفاده شده یا نیمه استفاده شده و یا هم کاملا جدید، بحدی بود که در فکر و ذهن متعلم، محصل و کارمندان ادارات آموزشی افغانستان هم نمی گنجد. اصلاً یک شاگرد اهل افغانستان چنین انتظاری به موجودیت حجم زیاد قرطاسیه نمیتواند داشته باشد. آن دلیل دارد که عبارت از نوشتن و اهمیت به آن است.
منازعه والدین و فرزند برای آینده
مثال طاها و والدینش بسیار شبیه نوجوانان و والدین دروازی است که بصورت مشخص از فرزند میخواهند در رشته مشخص تحصیل کند. حالانکه دنیای هردو بسیار زیاد متفاوت هستند، مثل جهان فارسی و انگلیسی برای طاها و والدینش. جهانیکه هریک از طرفین فهم مشخص خودرا از آن دارند. نمونه دیگر آنست که پدر و مادر در مقابل فرزند قرار میگیرند و از او میخواهند که حتمی داکتر، انجینیر و یا عالم دین شود. بیخبر از آنکه فرزند شان دنیای دیگر، هرچند مجازی به خود ساخته است و غرق آنست.
اکبرشاه دروازی
استاد اکبرشاه دروازی، یکی از چهرههای برجسته موسیقی محلی و فرهنگی ولایت بدخشان، در سال ۱۳۲۶ خورشیدی در ولسوالی مایمی، زادگاه عشق و هنر، دیده به جهان گشود. او از همان سالهای نخستین زندگی، با فضای روحنواز طبیعت، زمزمهٔ کوهستان و آواز دلنشین مردم خویش پیوندی عمیق برقرار کرد.
عهد و پیمان
رود آمو از وجود پاکشان لبریز شد
در حقیقت پایدارند مردم درواز ما
دومین سالگرد مجله درواز
مجله درواز، وارد دومین سال فعالیت خویش شد و دومین سالگرد تاسیس خویش را تجلیل کرد. این مجله که فراهم سازی عرصه برای نشر آثار و دست نوشته های جوانان و بزرگان، تقویت بنیه های علمی و اجتماعی درواز، ترویج دانش پژوهی اجتماعی، تقویت سواد و دانش عمومی، و توسعه سطح زندگی اجتماعی با توجه به سطح سواد امروز را از اهداف و رسالت خویش عنوان نموده، از تکثرگرایی و تنوع افکار میان مردم این دیار حمایت میکند.
خرگوش کوچک و جاده پر از سنگ
نیکو کمی فکر کرد و تصمیم گرفت که به توصیه ی پرنده عمل کند. اولین قدمش را برداشته و با دقت از سنگهای کوچک عبور کرد. گاهی بر روی سنگ ها لغزید؛ اما دوباره بلند شد و ادامه داد. هر قدم که می برداشت، احساس می کرد که به هدفش نزدیک تر میشود.
بچه های نترس
باران طاها و دوستانش را خیلی تَر و تیره کرد؛ اما بچه ها از رفتن به آن مخروبه واهِمه داشتند؛ زیرا بارها شنیده بودند که در داخل آن مخروبه یک چیزی ترسناک شبیه حیوانات وحشی وجود دارد. هیچ کس تا هنوز جرأت نکرده بود که به آنجا برود. ولی باران اطفال را مجبور کرد که در مورد آن جای وحشتناک هم فکر کنند.
