در کوههای درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵، ریشارد دبلیو. شرام نقشهای را طراحی میکند. عکس: توماس شرام ریشارد دبلیو. شرام در کوههای درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵ (او به جای تبر یخ گمشدهاش، از یک چوب برای حمایت از خود استفاده میکند – در طول راهپیمایی، الاغی که چمدان، از جمله تمام تبرهای یخ راادامهادامه خواندن «گردشگر پولندی، ریشارد دبلیو. شرام در کوههای درواز، افغانستان، در سال ۱۹۷۵ م»
Tag Archives: تاریخ
چگونه جامعه نیم پیکر خودرا فلج میکند؟
در شهر سنت لوئیس، جاییکه فرزندم به دنیا آمد، داکتریکه به پیش ما آمد و از فرزند ما مراقبت کرد، نامش نورجهان بود. حین توضیح دادن مسائل مرتبط، بما گفت که دیروز از پاکستان آمده است، من ضمن ابراز خورسندی، آنچه در ذهنم خطور کرد، حذف کامل زنان افغانستان از زنده گی بود.
قصه های آچه ام: در درواز قدیم، نوروز چگونه تجلیل میشد؟
نوروز نقش گسترده ای در بافت اجتماعی، همدلی و همیاری مردم درواز داشته است و نیاز مبرم شمرده میشود که به هدف بهبود کیفیت زندگی و آینده فرزندان شان، به شیوه های گوناگون به بهسازی این هدیه الهی سعی بورزند. هرچند تجلیل از جشن نوروز مختص به منطقه درواز نمی شود بلکه همانگونه که در تاریخ خودش عامل نفس تازه میان مردمان سرزمین های وسیع بوده، همچنان عالمگیر مانده است.
تاریخ درواز – به روایت کشککی
در این کتاب با شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم درواز، کشمکش¬های بین الحکومتی کابل و بخارا و یا هم اینسوی و آنسوی دریای پنج رو به رو می شویم که هر یک به نفع خویش بر این منطقه سلطه یافته اند.
در حکومت درواز یک فرقۀ را که نوکر پیشه می گویند و از قدیم پیشۀ آنها ملازمت است که به حضور حکام خدمت می کنند و از دیگر تکالیف معاف میباشند و در هر قشلاق خانه داری نوکر پیشه مشخص و معلوم بوده تقریباً در همه، درواز پنجصد نفر نوکر خواهند بود.
مادرکلان من؛ صندوقچه ناگفته ها
این سیه خانه نسبتاً بزرگ و سربسته، صرف یک دریچه در قسمت بالایی سقف خانه داشت. همه زنده جانها داخل این سیه خانه از آن مستفید میشدند.
ادبیات درواز
او میگوید هنوز شاعران و نویسندهگانی هستند که فقط نامشان را میدانیم و به آثارشان دسترسی نداریم. تحولات تاریخی و سیاست حذف در دو سوی آمو از جانب حکومتهای قهار زمانه، موجب شده است که بسیاری از آفریدههای ادبی و تاریخی درواز نابود شود.
تاریخ درواز
میرزا سبحانقلیخان حاکم بلخ به پاسخ تقاضای مردم درواز یکی از شهزادهگان خود به نام اسکندر بیک را با عدهای دیگر به حکومت درواز فرستاد و این شخص اساسگذار سلسلهشاهان محلی درواز در سدههای پسین شد. شاید این هم دلیلی بر منسوب بودن شاهان درواز به «اسکندر» باشد، اما نه اسکندر مقدونی، بلکه اسکندر بلخی.
موسیقی درواز
از حافظان مکتب موسیقی درواز محمدنظر و اسکندر بیک بیشتر به «شش مقام» میل داشتند و در بزمهای رسمی درواز تنها از نواهای مقام سرود میخواندند. از حافظان و مطربان این مکتب، بازیچه، پیر سدیر، سیدامیر بابی، نادرشاه، قاری نورالله نیازوف، عبدالرحمن یاروف و شمقار آدینهبیکوف مشهور بودهاند. از پیروان موسیقی درواز هنوز در سپهر موسیقی تاجیکی فارسی کسانی هستند، مانند اسماعیل و دولت از نبیرههای عبدالله نذیری، منورشاه از فرزندان سدیر، نذرالله و عزیزان دیگر که بزم جاویدانی را گرم نگه میدارند.
تاریخ و ادبیات درواز در کتاب «یادداشت ها و برداشت ها» اثر مومن قناعت
کتاب «یادداشتها و برداشتها» اثر گرانسنگ مومن قناعت، شاعر، نویسنده و متفکر ادبی تاجیکستان است. این، یادداشتها و فهمنامههای قناعت در باب تاریخ، فرهنگ و ادبیات درواز است. درواز منطقهای مرزی است میان افغانستان و تاجیکستان در امتداد کرانههای دو سوی دریای آمو (جیحون). این کتاب توسط احمدنجیب بیضایی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و ادبیات افغانستان، از خط سیریلیک به زبان فارسی برگردان شده است. انتشارات پرند در زمستان ۱۳۹۹ کتاب مزبور را در ۲۷۱ برگ در کابل نشر کرده است.
درواز؛ شاه نشین فراموش شده
مناطقی که امروز به نام «درواز» یاد میشود، تا قبل از سال ۱۸۹۵م قلمروی مستقل و شاهنشین بود. با معاهدهی سرحدی سال ۱۸۹۵ میان روسیهی تزاری و بریتانیا که در آن دریای آمو مرز دو طرف تعیین شد، درواز تجزیه گردید و فقط قسمت چپ ساحل دریای پنج متعلق به قلمرو افغانستان شناخته شد.
