دریا به قدر ثانیه دلتنگ من نبود
دریا بهار را، شبِ مهتاب را ربود
دریا امیدهای مرا سوختانده تا _
سیگار گشته دود شوم دود دود دود
دریا به قدر ثانیه دلتنگ من نبود
دریا بهار را، شبِ مهتاب را ربود
دریا امیدهای مرا سوختانده تا _
سیگار گشته دود شوم دود دود دود
او سابه سیه برقع شه بالا کُنَمی
وَعشوه گریش دلکمه شیدا کُنَمی
بسیارگفتم که کم کن این قهقه را
پیش همگی خودکشه رسوا کنمی
امغلک دلمه عجب رفتن علیا وامی
بی بری آن گل خوشبو و زیبا وامی
برخیال لب لعلی حیاتم گل سرخ
ای لب لعل حیاتم رخ زیبا وامی