کتاب گورستان سر تپه در یازدهمین دور کتابخوانی مجله درواز

. پیره مرد، شخصیت دیگر این داستان است که قربانی سیاست نادرست تعیین مرزها میان این دو ابرقدرت زمان است و تمام اعضای خانواده اش آنطرف دریای پنج و خودش در خاک افغانستان فعلی تا اخیر عمر باقی میماند. مردمی که هرگز از جداگر ها ندانستند.

چگونه جامعه نیم پیکر خودرا فلج میکند؟

در شهر سنت لوئیس، جاییکه فرزندم به دنیا آمد، داکتریکه به پیش ما آمد و از فرزند ما مراقبت کرد، نامش نورجهان بود. حین توضیح دادن مسائل مرتبط، بما گفت که دیروز از پاکستان آمده است، من ضمن ابراز خورسندی، آنچه در ذهنم خطور کرد، حذف کامل زنان افغانستان از زنده گی بود.

ادامه قصه های بی بی جانم

بعد از خوردن، همه جان دیگر گرفته بودند. سپس به گفت و سخن پرداختند، گویا معجزه حضرت مسیح ع رخ داده باشد و مرده ها زنده شده باشند. هر کدام شان دعاهای خیری می کردند که از شدت خوشحالی؛ فرزندانم و آرزوی باقلیگین خوردنشان را بِلکُل فراموش کرده بودم.

با کی بروم؟

ما به عنوان اعضای خانواده به ارتباط شدیم و به عیادت رفتیم، وقتی همرایم سر سخن را باز کرد، گفت: مدتیست در پی معالجه برآمده ام؛ اما تصور میکنم کمبودی هایی است که توان معالجه را از ما گرفته و راه درمان را بروی ما بسته است،

ملی بس های مکتب

همتا پیش مادرش رفت و گفت: مادر! مادر! امروز کاکا موتروان گفت: اگر مادر و پدرت با مسؤل کودستان صحبت کنند و بگویند که همتا خیلی علاقمند است که مثل خواهرش کودکستان برود؛ مسؤول کودکستان حتماً قبول می کند.

درخت طلسم شده

بلاخره دریک شب تاریک با چراغ قوی و کوله ‌پشتی راهی جنگل شد. جنگل تاریک و ترسناک بود، اما علی با قلبی پر از شجاعت پیش می‌رفت. بعد از دو ساعت پیاده‌ روی، بالاخره درخت کهن را دید.

جنگ ۱۲ روزه؛ دروازی­ ها در تهران

با پاسخ زنگها فهمیدم که در ساعاتی از آن صبح، شهر تهران؛ آماج تهاجم شدید بیرونی قرار گرفته است. از من در مورد سلامتی ام پرسیدند و شاکی از این بودند که چرا به تماس ها پاسخ نداده ام، آنهم در چنین شرایط حساسی. و من هم همان آدم سابق: یک ساعت درس، بعد چای صبح و برنامه های دیگرِ دانشگاهی و مطالعاتی.

چرا عادت نوشتن نداریم؟

در لیسه عالی مکیسپورت، پیتسبرگ، وقتی که وارد مکتب میشوید، آنچه زیاد به چشم میخورد قرطاسیه باب است. ورق های استفاده شده یا نیمه استفاده شده و یا هم کاملا جدید، بحدی بود که در فکر و ذهن متعلم، محصل و کارمندان ادارات آموزشی افغانستان هم نمی گنجد. اصلاً یک شاگرد اهل افغانستان چنین انتظاری به موجودیت حجم زیاد قرطاسیه نمیتواند داشته باشد. آن دلیل دارد که عبارت از نوشتن و اهمیت به آن است.

منازعه والدین و فرزند برای آینده

مثال طاها و والدینش بسیار شبیه نوجوانان و والدین دروازی است که بصورت مشخص از فرزند میخواهند در رشته مشخص تحصیل کند. حالانکه دنیای هردو بسیار زیاد متفاوت هستند، مثل جهان فارسی و انگلیسی برای طاها و والدینش. جهانیکه هریک از طرفین فهم مشخص خودرا از آن دارند. نمونه دیگر آنست که پدر و مادر در مقابل فرزند قرار میگیرند و از او میخواهند که حتمی داکتر، انجینیر و یا عالم دین شود. بیخبر از آنکه فرزند شان دنیای دیگر، هرچند مجازی به خود ساخته است و غرق آنست.

اکبرشاه دروازی

استاد اکبرشاه دروازی، یکی از چهره‌های برجسته موسیقی محلی و فرهنگی ولایت بدخشان، در سال ۱۳۲۶ خورشیدی در ولسوالی مایمی، زادگاه عشق و هنر، دیده به جهان گشود. او از همان سال‌های نخستین زندگی، با فضای روح‌نواز طبیعت، زمزمهٔ کوهستان و آواز دلنشین مردم خویش پیوندی عمیق برقرار کرد.