Tag Archives: بدخشان
اگر آن دختِ دروازی به دست آرد دل ما را
اگر آن دختِ دروازی به دست آرد دل ما را
به چشم جادویش بخشم خجند و بلخِ زیبا را
حصه نا تقسیم؛ خواهر و برادری
هرچه بهانه میکردم، او قبول نمی کرد. از اینکه جاروب در دستش بود، من هم فهمیده بودم که او اصلا کاری با حیوانات و باغ و مکتب من ندارد، مقصد او چیزی دیگریست.
ادبیات درواز
او میگوید هنوز شاعران و نویسندهگانی هستند که فقط نامشان را میدانیم و به آثارشان دسترسی نداریم. تحولات تاریخی و سیاست حذف در دو سوی آمو از جانب حکومتهای قهار زمانه، موجب شده است که بسیاری از آفریدههای ادبی و تاریخی درواز نابود شود.
تاریخ درواز
میرزا سبحانقلیخان حاکم بلخ به پاسخ تقاضای مردم درواز یکی از شهزادهگان خود به نام اسکندر بیک را با عدهای دیگر به حکومت درواز فرستاد و این شخص اساسگذار سلسلهشاهان محلی درواز در سدههای پسین شد. شاید این هم دلیلی بر منسوب بودن شاهان درواز به «اسکندر» باشد، اما نه اسکندر مقدونی، بلکه اسکندر بلخی.
آزادی اندیشه
ما همه را انجام می دهیم. ما نماز می خوانیم و روزه هم می گیریم. من فکر می کنم سوی تفاهم شده است. سخنانم تمام شده بود اما لرزه به جانم تا هنوز ادامه داشت. فضای صنف را سکوت گرفته بود. در نهایت استاد سکوت را شکست و گفت: درس تمام است.
معنای واژه درواز
تبیین مومن قناعت در باب معنا و مفهوم واژه درواز این است که واژه «درواز» از ریشه «ویس» باد شکل گرفته است و معنای درِ باد یا گذرگاه باد را میدهد. بادهایی که از اقلیم گرد میآمدند و از این در عبور میکردند. باد در فرهنگ باستان همان فرشته «ویس» است.
از مکتب تا خانه؛ همیشه راه 15 دقیقه ی را در نیم روز میرفتیم – قسمت دوم
تازه دردش را فهمیده بودیم. ساعتی که همیشه برای داشتنش افتخار میکرد و ما هم حسرت نداشتن همچون ساعتِ خرابه را میخوردیم، ولی هیچ وقت از او نمی پرسیدیم ساعت چند است. هیچ کس.
توجه نکردن به ساعتش، یعنی اینکه او هم نداشت. و ما هم نمی خواستیم او بالای ما فخرفروشی کند، و ما در مقابل حس ناداری کنیم.
غلام حسین حسینی
غلام حسین فرزند میرزا صابر که در سال 1261 هجری قمری در ولسوالی نسی درواز دیده به جهان گشود و در سال 1327 هجری قمری در همان دیار به رحمت حق پیوست. علوم متدواله را در زادگاه خود فرا گرفت و عالم بزرگ شد، حسینی مثل سایر هموطنان طبع بلند و عالی داشت و اشعارادامهادامه خواندن «غلام حسین حسینی»
