هرچه بهانه میکردم، او قبول نمی کرد. از اینکه جاروب در دستش بود، من هم فهمیده بودم که او اصلا کاری با حیوانات و باغ و مکتب من ندارد، مقصد او چیزی دیگریست.
Tag Archives: درواز
موجودیت آب و برق؛ یعنی که عید داریم
اما خوبتر از همه عبور موترها از آن سوی آمو بود که روشنی اش از پنجره می گذشت و داخل اطاق را برای چند ثانیه روشن می ساخت، و من کودکانه آرزو می کردم تا روزی موتر را از نزدیک ببینم.
آرامش است؛ آخر اضطرابها
با خودش گفت: نماز که به قضا رفت، خیر باشد، خدا بزرگ است و مهربان. اما اگر به زمین آب نرسد، تا سه هفتۀ دیگر نوبت آب نخواهد رسید، و زمین مهربانی خدا را نخواهد داشت، زمستان حتمن از گلویمان خواهد گرفت.
ادبیات درواز
او میگوید هنوز شاعران و نویسندهگانی هستند که فقط نامشان را میدانیم و به آثارشان دسترسی نداریم. تحولات تاریخی و سیاست حذف در دو سوی آمو از جانب حکومتهای قهار زمانه، موجب شده است که بسیاری از آفریدههای ادبی و تاریخی درواز نابود شود.
تاریخ درواز
میرزا سبحانقلیخان حاکم بلخ به پاسخ تقاضای مردم درواز یکی از شهزادهگان خود به نام اسکندر بیک را با عدهای دیگر به حکومت درواز فرستاد و این شخص اساسگذار سلسلهشاهان محلی درواز در سدههای پسین شد. شاید این هم دلیلی بر منسوب بودن شاهان درواز به «اسکندر» باشد، اما نه اسکندر مقدونی، بلکه اسکندر بلخی.
از مکتب تا خانه؛ همیشه راه ۱۵ دقیقه ی را در نیم روز میرفتیم – قسمت سوم
مثل آن “چرا “که در میان همۀ نوجوانان، فقط من را پیدا میکرد تا برای مقبول ترین دختر مکتب که همه برایش نامه مینوشتند و گل و تحفه میفرستادند، حتی ” لا” هم ننویسم.
آزادی اندیشه
ما همه را انجام می دهیم. ما نماز می خوانیم و روزه هم می گیریم. من فکر می کنم سوی تفاهم شده است. سخنانم تمام شده بود اما لرزه به جانم تا هنوز ادامه داشت. فضای صنف را سکوت گرفته بود. در نهایت استاد سکوت را شکست و گفت: درس تمام است.
معنای واژه درواز
تبیین مومن قناعت در باب معنا و مفهوم واژه درواز این است که واژه «درواز» از ریشه «ویس» باد شکل گرفته است و معنای درِ باد یا گذرگاه باد را میدهد. بادهایی که از اقلیم گرد میآمدند و از این در عبور میکردند. باد در فرهنگ باستان همان فرشته «ویس» است.
از مکتب تا خانه؛ همیشه راه ۱۵ دقیقه ی را در نیم روز میرفتیم – قسمت دوم
تازه دردش را فهمیده بودیم. ساعتی که همیشه برای داشتنش افتخار میکرد و ما هم حسرت نداشتن همچون ساعتِ خرابه را میخوردیم، ولی هیچ وقت از او نمی پرسیدیم ساعت چند است. هیچ کس.
توجه نکردن به ساعتش، یعنی اینکه او هم نداشت. و ما هم نمی خواستیم او بالای ما فخرفروشی کند، و ما در مقابل حس ناداری کنیم.
تاریخ و ادبیات درواز در کتاب “یادداشت ها و برداشت ها” اثر مومن قناعت
کتاب «یادداشتها و برداشتها» اثر گرانسنگ مومن قناعت، شاعر، نویسنده و متفکر ادبی تاجیکستان است. این، یادداشتها و فهمنامههای قناعت در باب تاریخ، فرهنگ و ادبیات درواز است. درواز منطقهای مرزی است میان افغانستان و تاجیکستان در امتداد کرانههای دو سوی دریای آمو (جیحون). این کتاب توسط احمدنجیب بیضایی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و ادبیات افغانستان، از خط سیریلیک به زبان فارسی برگردان شده است. انتشارات پرند در زمستان ۱۳۹۹ کتاب مزبور را در ۲۷۱ برگ در کابل نشر کرده است.
