خوشقدم خواجه پژمان

آقای پژمان خود را در کنار بیدل و حافظ گرفت و با هم نشینی بزرگان زبان فارسی، شعر خواند و غزل سرود.
به این ترتیب وارد دنیایی شعر و آهنگ شد و اشعار حضرت حافظ را با صدای زیبا و نوای گرم قشقارچه اش نواخت،

روباه و مرغ سفید

چند سال بعد نسل مرغ سفید به صدها تن رسید و طاها دکان تخم فروشی ساخت و هر روز تخم می فروخت و از مرغان هم خوب مواظبت می کرد. همه مردم قریه از طاها که مرد بزرگ شده بود مشوره می خواستند تا تجارت باز کنند. مردم با مشوره طاها زندگی خوب را آغاز کردند.

تلخیِ شیرین؛ و زندگی راحت

عبدالحق مسیرش را تغییر داد و بنظر خودش راهی را انتخاب کرد که دیگر نتوانند به تعقیبش بیایند و نجات یابد: لبه کوه ها. یکی یکی کوه را پرید، و از درون دلش لبخند زد که پیروز شده است،

آرامش است؛ آخر اضطراب­ها

با خودش گفت: نماز که به قضا رفت، خیر باشد، خدا بزرگ است و مهربان. اما اگر به زمین آب نرسد، تا سه هفتۀ دیگر نوبت آب نخواهد رسید، و زمین مهربانی خدا را نخواهد داشت، زمستان حتمن از گلویمان خواهد گرفت.

ادبیات درواز

او می‌گوید هنوز شاعران و نویسنده‌گانی هستند که فقط نام‌شان را می‌دانیم و به آثارشان دسترسی نداریم. تحولات تاریخی و سیاست حذف در دو سوی آمو از جانب حکومت‌های قهار زمانه، موجب شده است که بسیاری از آفریده‌های ادبی و تاریخی درواز نابود شو‌د.

از اختلاف تا عاشقی

در روزگار گذشته؛ در میان مورچه­ ها و پشه ها اختلاف زیادی وجود داشت. آنها همیشه در جنگ و دشمنی بودند. جنگ های بزرگی میان شان رخ می­داد. یکی از بزرگ­ترین جنگ آنها بنام “مال چال” نام بود که هزاران کشته به جای گذاشته بود و یکی از خونین ترین جنگ­ها در دنیایی جنگل به حساب میرود.

معنای واژه درواز

تبیین مومن قناعت در باب معنا و مفهوم واژه درواز این است که واژه «درواز» از ریشه «ویس» باد شکل گرفته است و معنای درِ باد یا گذرگاه باد را می‌دهد. بادهایی که از اقلیم گرد می‌آمدند و از این در عبور می‌کردند. باد در فرهنگ باستان همان فرشته «ویس» است.