عبدالحق مسیرش را تغییر داد و بنظر خودش راهی را انتخاب کرد که دیگر نتوانند به تعقیبش بیایند و نجات یابد: لبه کوه ها. یکی یکی کوه را پرید، و از درون دلش لبخند زد که پیروز شده است،
Tag Archives: درواز
اگر آن دختِ دروازی به دست آرد دل ما را
اگر آن دختِ دروازی به دست آرد دل ما را
به چشم جادویش بخشم خجند و بلخِ زیبا را
حصه نا تقسیم؛ خواهر و برادری
هرچه بهانه میکردم، او قبول نمی کرد. از اینکه جاروب در دستش بود، من هم فهمیده بودم که او اصلا کاری با حیوانات و باغ و مکتب من ندارد، مقصد او چیزی دیگریست.
موجودیت آب و برق؛ یعنی که عید داریم
اما خوبتر از همه عبور موترها از آن سوی آمو بود که روشنی اش از پنجره می گذشت و داخل اطاق را برای چند ثانیه روشن می ساخت، و من کودکانه آرزو می کردم تا روزی موتر را از نزدیک ببینم.
آرامش است؛ آخر اضطرابها
با خودش گفت: نماز که به قضا رفت، خیر باشد، خدا بزرگ است و مهربان. اما اگر به زمین آب نرسد، تا سه هفتۀ دیگر نوبت آب نخواهد رسید، و زمین مهربانی خدا را نخواهد داشت، زمستان حتمن از گلویمان خواهد گرفت.
ادبیات درواز
او میگوید هنوز شاعران و نویسندهگانی هستند که فقط نامشان را میدانیم و به آثارشان دسترسی نداریم. تحولات تاریخی و سیاست حذف در دو سوی آمو از جانب حکومتهای قهار زمانه، موجب شده است که بسیاری از آفریدههای ادبی و تاریخی درواز نابود شود.
تاریخ درواز
میرزا سبحانقلیخان حاکم بلخ به پاسخ تقاضای مردم درواز یکی از شهزادهگان خود به نام اسکندر بیک را با عدهای دیگر به حکومت درواز فرستاد و این شخص اساسگذار سلسلهشاهان محلی درواز در سدههای پسین شد. شاید این هم دلیلی بر منسوب بودن شاهان درواز به «اسکندر» باشد، اما نه اسکندر مقدونی، بلکه اسکندر بلخی.
از مکتب تا خانه؛ همیشه راه 15 دقیقه ی را در نیم روز میرفتیم – قسمت سوم
مثل آن «چرا «که در میان همۀ نوجوانان، فقط من را پیدا میکرد تا برای مقبول ترین دختر مکتب که همه برایش نامه مینوشتند و گل و تحفه میفرستادند، حتی » لا» هم ننویسم.
آزادی اندیشه
ما همه را انجام می دهیم. ما نماز می خوانیم و روزه هم می گیریم. من فکر می کنم سوی تفاهم شده است. سخنانم تمام شده بود اما لرزه به جانم تا هنوز ادامه داشت. فضای صنف را سکوت گرفته بود. در نهایت استاد سکوت را شکست و گفت: درس تمام است.
معنای واژه درواز
تبیین مومن قناعت در باب معنا و مفهوم واژه درواز این است که واژه «درواز» از ریشه «ویس» باد شکل گرفته است و معنای درِ باد یا گذرگاه باد را میدهد. بادهایی که از اقلیم گرد میآمدند و از این در عبور میکردند. باد در فرهنگ باستان همان فرشته «ویس» است.
